![]() |
![]() |
|
| بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم... |
|
اگر درياي دل آبي است تويي فانوس زيبايش اگر آيينه يك دنياست تويي معنا ي دنيايش
تو يعني دسته اي گل را ز آن سوي افق چيدن تو يعني پاكي باران تو يعني لذت ديدن تو يعني يك شقايق را به يك پروانه بخشيدن تو يعني از سحر تا شب به زيبائي درخشيدن تو يعني يك كبوتر را زتنهايي رهاكردن خداي آسمانها را به آرامي صدا كردن تو يعني مثل نيلوفر هميشه مهربان بودن تو يعني باغي از مريم تو يعني كهكشان بودن تو يعني چتري ازاحساس براي قلب باراني تو يعني پيك ازادي براي روح زنداني تو يعني در زمستانها به ياد عشق افتادن تو يعني روح باران را متين و ساده بوسيدن تو يعني اوج زيبائي كنارم هستش و هر شب به خوابم باز مي آيي.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت توسط ladylove |
|
|
عشق را براي از تو گفتن دوست دارم
براي با تو ديدن ، با تو ماندن
ديدن رقص سپيدار
رفتن از اوج ترانه
گريه از شعر و بهانه
عشق را از براي دلدادگي ، ديوانگي
عشق را از براي با تو ماندن مي پرستم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم شهریور 1388ساعت توسط ladylove |
|
|
و حدس میزنم شبی مرا جواب می کنی و قصر کوچک دل مرا خراب می کنی سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای ولی برای رفتنت عجب شتاب می کنی من از کنار پنجره تو را نگاه می کنم و تو به نام دیگری مرا خطاب می کنی چه ساده در ازای یک نگاه پاک و ماندنی هزار مرتبه مرا ز خجلت آب می کنی به خاظر تو من همیشه با همه غریبه ام کمتر از غریبه ای مرا حساب می کنی و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت که بعد من دوباره دوست انتخاب میکنی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت توسط ladylove |
|
|
كاش آسمان حرف كوير را مي فهميد و اشك خود را نثار گونه هاي خشك كوير مي كرد.
كاش دلها آنقدر خالص بودند كه دعا ها قبل پائين آمدن دستها مستجاب مي شدند.
كاش مهتاب با كوچه هاي تاريك شب آشنا تر بود. كاش بهار آنقدر مهربان بود كه باغ را به دست خزان نمي سپرد. كاش در قاموس غصه ها ، شكوه لبخند در معني داغ اشك گم نمي شد. كاش مرگ معناي عاطفه را مي فهميد...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت توسط ladylove |
|
|
اجازه هست كه عشقتو تو كوچه ها داد بزنم؟
رو پشت بوم خونه ها اسمتو فرياد بزنم
اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟
ماه و ستاره رو فداي چشمونت کنم
اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟
بهت بگم عاشقتم، دوست دارم يه عالمه
اجازه هست بهت بگم عشق تو توي سينمه؟
جونمو هم بپات بدم بازم براي تو کمه
بمن بگو،بگو بمن،بگو منو دوستم داري
بگو که واسه هوست پا رو دلم نميذاري
اجازه هست نگاهتو تو خاطرم قاب بکنم؟
چشمي که بدخواهمونه بخاطرت خواب بکنم
اجازه فرياد بزنم تو قلبمي تا به ابد؟
بدون اگه رسوا بشم، بخاطرت خوبه نبرد
اجازه هست کنار تو به اوج ابرا برسم؟
دست تو توي دستمو،برم به فردا برسم
اجازه هست دريا بشم،کويرو پيمونت کنم؟
تو صدف دلم بشي من تو دلت خونه کنم
اجازه هست يه لحظه باز توي چشات نگاه کنم؟
بايک نگاه بي ريا روي غمو سياه کنم
اجازه هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت توسط ladylove |
|
|
من پذیرفتم شکست عشق را پندهای عقل دور اندیش را می پذیرفتم که عشق افسانه است این درد آشنا دیوانه است می روی شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم گرچه تو شاداب تر از من میروی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت توسط ladylove |
|
|
دوستت دارم...
دوستت دارم تا همیشه ... تا ابد ... دوستت دارم
تا جنون ... تادیوانگی ... دوستت دارم تا گریه ...
تا بهانه ... دوستت دارم تا خاطره ... تا مهربانی
دوستت دارم تا نوازش ... تا بوسه ... دوستت دارم
تا انتظار ... تا تحمل ... دوستت دارم تا زخم ...
تا ضربه ... دوستت دارم تا شکستن ... تا عذاب ...
دوستت دارم تا
امید ... تا خیال ... دوستت دارم تا دوباره ...
تا دیدار ... دوستت دارم تا عشق ...
که برتر و بدتر از آن نمی شناسم ...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت توسط ladylove |
|
|
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري ميري برمي گرده نگات مي كنه........بدون براش مهمي.
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي بر مي گرده با عجله مياد سمتت........بدون براش عزيزی.
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برمي گرده نگات مي كنه........بدون براش قشنگي.
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني باهات اشك ميريزه........بدون دوستت داره.
و اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني آروم تركت مي كنه........بدون عاشقته
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت توسط ladylove |
|
|
کاش بودی تا دلم تنها نبود
تا اسیر غصه ی فردا نبود
کاش بودی تا برای قلب من
زندگی اینگونه بی معنا نبود
کاش بودی تا لبان سرد من
قصه گوی غصه ی فردا نبود
کاش بودی تا نگاه خسته ام
بی خبر از موج و از دریا نبود
کاش بودی تا زمستان دلم
این چنین پر سوز و پر سرما نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی
بعد تو این زندگی زیبا نبود
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت توسط ladylove |
|
|
این جمله رو مینویسم واسه دله خودم . اگه شما هم خواستید به من ( دلم ) تولدمو تبریک بگین خوشحال میشم.
قشنگ ترین صدای زندگی تپش قلب توست
با شکوه ترین روز دنیا تولد توست پس برای
من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم .
آدمهایی هستند که روز تولد یا شب تولد ندارند هر روز از آمدن خود شادند فقط به روز تولد خود بسنده نمی کنند امیدوارم تو هم از همان ها باشی شب تولد تو همه ی شبهاست .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت توسط ladylove |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چقدر سخته
چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقترو ازت دزديد و به جاش يه زخم هميشگيرو روي قلبت هديه داد، زُل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت بشي حس كني كه هنوزم دوسش داري. چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به ديواري تكيه بدي كه يكبار زير آوار غرورش همهي وجودت له شده. چقدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچي جز سلام نتوني بگي. چقدر سخته وقتي پشتت بهشه، دونههاي اشك گونههاتو خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه كه هنوزم دوسش داري چقدر سخته گل آروزهاتو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار تو خودت بشكني و اون وقت آرام زير لب بگي. گل من باغچه نو مبارک. |
|
RSS
|